بلاگ Live TSE

روانشناسی معامله گری- چارچوب فکری

1401-07-21 مجتبی لطیفی

روان شناسی معامله گری

مقدمه

تربیت افراد در کودکی و آموزش یکسان مردم و سرکوب فردیت هر شخص باعث شده است که افراد به سمت تفکری یکسان سوق پیداکرده‌اند؛ درحالی‌که هر شخص یک سری چارچوب و اصول تفکری خاص خود را دارد و با تبدیل کردن هر فرد به عنوان «آجری برای دیوار» موجب دور شدن از فردیت هر شخص شده است به‌طوری‌که حتی اگر فردی در مسیری که به‌ اجبار قرار گرفته موفق شود، اما به دلیل نداشتن علاقه به آن شغل باعث از دست دادن عزت‌نفس خود می‌شود. در این مقاله که از سلسه مباحث روان شناسی معامله گری می باشد به چارچوب فکری و نحوه ساخت یک چارچوب فکری خواهیم پرداخت.

چرا تغییر الگوی فکری لازمه موفقیت در بازار است؟

محیط بازار با محیط جامعه کاملاً از هم مجزا هستند و در واقع برای ماندگاری در بازار باید یک سری اصول و چارچوب فکری جدیدی اکتساب کرد؛ یعنی تفکری که در جامعه وجود دارد و باعث حرکت روبه‌جلو و بعضاً موفقیت نیز می‌شود؛ در بازار جایی ندارد و علاوه بر موفقیت باعث می‌شود که حتی ضررهای سنگین نیز شخص معامله‌گر متقبل شود. 

معمولاً در جامعه دیده‌ شده است که عده‌ای در زندگی شخصی خود به موفقیت‌های بزرگی رسیده‌اند و عزت‌نفس بالایی نیز دارند و قشر دیگری از مردم در رسیدن به موفقیت ناکام بودند؛ که تفاوت اصلی این 2 قشر جامعه، در نوع تفکر و چارچوب ذهنی و دیدگاه متفاوت خود است که باعث شکوفایی استعدادهای خود شده است که با غلبه بر باورهای قدیمی خود باعث کنار گذاشته شدن برخی از رفتارهای خود شده‌اند. (یک مقاله با عنوان اقلیت برنده ها و اکثریت بازنده ها در وبسایت منتشر شده که مطالعه آن خالی از لطف نیست)

درواقع باید چارچوب فکری جدیدی را فرا گرفته و آن را استفاده کرد و حتی باورهای که عمیقاً بر آن‌ها اعتقاد و اجبار داشتید را مورد بازپرسی قرار دهید و دوباره آن باور را در چارچوب فکری جدیدی که اکتساب کرده‌اید؛ بالا پایینی کرده و دوباره تصمیمی راجب آن باور خود بگیرید.

بازارهای مالی همیشه پویا هستند و هرلحظه معامله‌گر را دعوت به چالشی می‌کنند که فرد با اکتساب الگوی جدید نباید حس امنیت را از دست بدهد، بلکه باید به بازار به دید محیطی رقابتی نگاه کرده و همیشه در ذهن خود نه طرف خریداران باشد و نه طرف فروشندگان بلکه باید تقابل هر دو گروه را در ذهن خود تصور کند؛ این‌گونه باور باعث می‌شود که از حرکات بازار غافلگیر نمی‌شود زیرا در گذشته تقابل هر دو گروه را در ذهن خود تصور کرده است.

مثلاً در بسیاری از مشاغل مبلغ حقوق ثابتی در نظر گرفته‌شده است که با کار و زمان بیشتر این مبلغ تغییر می‌کند؛ اما برای یک معامله‌گر کار، زمان و پاداش چیزی بی‌معنی است؛ زیرا می‌تواند با تصمیمی درست و به‌موقع در ظرف چند دقیقه با سودی غیرمنتظره‌ای مواجه شود که برای آن سود صرفاً یک سری عملیات ذهنی انجام داده است؛ توجه نکردن به تفاوت‌های ساختاری باعث می‌شود که معامله‌گر در تلاش باشد تا سودی که کسب کرده است را دوباره به بازار برگرداند؛ زیرا کاری را انجام نداده و خود را لایق آن سود نمی‌داند!

یکی از تله‌های چارچوب فکری که در ذهن جامعه فعلی وجود دارد این است که انتظار هیچ پولی که بدون کار به آن رسیده‌اند را ندارند و صرفاً فکر می‌کنند که با کار و زمان بیشتر مبلغی که به آن می‌رسند را افزایش می‌دهند؛ درحالی‌که کار و تایمی که برای فعالیتی اختصاص می‌یابد باید هوشمند باشد.

چگونه در یک وضعیت هیجانی بهترین تصمیم باید اتخاذ شود؟

یک الگوی فکری مناسب علاوه بر ارائه تعریف درست و قابل‌درک از رفتار بازار می‌تواند در اخذ تصمیم درست، بهترین کمک را به شخص معامله‌گر بکند و حتی می‌تواند از اخذ تصمیم‌های هیجانی نیز جلوگیری کند؛ رفتارهای مبتنی بر تربیت اجتماعی منجر به بروز رفتارهای هیجانی، عجولانه و بدون فکر می‌شود. به‌خصوص زمانی که فرد مجبور به گرفتن تصمیمی شود که آن تصمیم موجب از دست دادن کامل دارایی می‌شود؛ فرصتی ندارید تا تصمیم خود را در چارچوب فکری جامعه بگیرید زیرا این اصول با اصول بازار در تناقض است؛ برخی از اشتباهات تصمیم‌گیری که با شناخت آن‌ها می‌توانید از تکرار آن جلوگیری کنید.

اجتناب از حد ضرر، خارج نشدن از معامله‌ای در ضرر، تعین و تکلیف برای بازار، توجه نکردن به پتانسیل بازار، انتقام‌جویی از بازار، رعایت نکردن استراتژی معاملات شخصی، تحلیل قیمت و معین کردن موقعیت ورود و وارد نشدن در موقعیت مناسب، اعتماد نداشتن به تحلیل خود، کسب سود و ناتوانایی در حفظ آن، هر یک از این مشکلات علت خاصی دارند که هرکدام ریشه در چارچوب فکری فرد دارد که می‌توان آن را تغییر داد.

هر نوع تفکر به یک سری رویکردها در رابطه با اهداف و چالش‌های پیش رو نیاز دارد که هرکدام تکنیک‌هایی دارند که می‌توان با رعایت آن قبل از ارتکاب اشتباه، از آن جلوگیری کرد؛ نگاه مثبت به هدف، تمرکز بر مهارت‌ها و یادگیری اصول معامله‌گری نه تمرکز به کسب پول، قبول کردن اشکال خود، معین بودن میزان حدضرر، عمل کردن به تحلیل شخصی، شناور بودن برخی از قوانین مانند حدسود، نگاهی بی‌طرف به بازار، عمل بر اساس درک شخصی از بازار؛ با رعایت هر یک از این تکنیک‌ها می‌توانید مشکل معامله‌گری خود را حل کرده و گامی روبه‌جلو در معامله‌گری خود بردارید.

برای داشتن استراتژی معاملاتی اول باید چارچوب فکری هم جهت با بازار داشته باشید، وقتی معامله‌گری به استراتژی معاملاتی دست پیدا می‌کند آن استراتژی مانند یک چراغ، راهنمایی‌هایی در جهت بازار می‌کند و درصورتی‌که معامله‌گر استراتژی نداشته باشد؛ مانند چوبی در دریا نمی‌داند به کدام سو و چرا می‌رود. درحالی‌که استراتژی هم سو با بازار علاوه بر نشان دادن روند بازار به‌صورت خودکار، معامله‌گر را با بازار یک‌جهت می‌کند. همچنین یک چارچوب فکری درست به معامله‌گر اجازه می‌دهد که استراتژی های معاملاتی خود را اولویت بندی کند.

تطبیق دادن یک چارچوب فکری ثابت در کسب‌وکارهای دیگر یک نمونه از مغالطه‌های دیگر معامله‌گران است، زیرا هر کسب‌وکاری نیاز به مهارت‌ها و چارچوب فکری خاص دارد یعنی نمی‌توانید یک الگوی فکری را برای همه فعالیت‌ها تعمیم دهید و معمولاً به این نکته توجه نمی‌شود که هر کسب‌وکاری چارچوب فکری شناوری دارد؛ یعنی نمیتوان از یک چارچوب فکری در همه کسب‌وکارها استفاده کرد.

اعتقاد به اینکه معامله‌گری آسان است یکی از دلایل اصلی بروز توقعات نا به‌جا از بازار است و می‌توان گفت معامله‌گران هیچ‌گاه قبل از ضرر کردن به سودی که در نظر دارند نمی‌رسند و هیچ‌گاه از مراحل اولیه رشد عبور نمی‌کنند.

خلاصه:

نوع آموزش افراد در کودکی باعث شده است که افراد چارچوب فکری یکسانی داشته باشند که این نوع تفکر در بازار های مالی جایی ندارد. بدین ترتیب اگر شخصی خواهان ماندگاری در بازار باشد باید یک سری اصول و چارچوب فکری خود را عوض کرده و یک سری از عقاید و اعتقادات خود را در چارچوب فکری جدید خود مورد بازپرسی قرار دهد که باعث می‌شود شخص از چارچوب فکری جدید به استراتژی معاملاتی رسیده و سپس بتواند آن استراتژی ها را اولویت بندی کند و در زمان درست و به موقع بهترین تصمیم را بگیرد.

مطالب مرتبط

روانشناسی مالی روانشناسی مالی

1401-11-13 مجتبی لطیفی

آموزش نوتیفیکیشن سایت livetse آموزش نوتیفیکیشن + ویدئو

1401-11-01 حامد عبدی پور

تئوری انتظار – مدیریت معاملات

1401-10-30 مجتبی لطیفی

5 2 رای ها
امتیازدهی به مقاله
guest
4 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
زهرا مردانی
میهمان
زهرا مردانی
13 روز قبل

ممنون بابت مطالب مفیدتون

علی
میهمان
علی
9 روز قبل

کاربردی و از نیاز های فعالیت تو بازار بود.